محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1027
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
صفى قلى خان را شاه طهماسب ثانى مأمور فتح تبريز كرده و او به حوالى تبريز رسيده به مجرّد استماع اين خبر ايلچى ايران محبوس شد و روز هيجدهم محرّم ابراهيم پاشا به طرف ايران حركت كرد طايفهء ينگچرى و ساير دستههاى قشون عثمانى كه صفآرائى كرده و منتظر بيرون آمدن سلطان احمد خان سيّم بودند كه بيرون آمده سان بدهند و روانه شوند مدّتى منتظر شدند و سلطان بيرون نيامد ابراهيم پاشاى داماد متوحّش شده به قصر سلطنتى رفت و سلطان را عنفا بيرون آوردند و اين تعلّل سلطان را به فال ناميمون گرفتند و در همين ايّام به تواتر خبر به اسلامبول رسيد كه عساكر ايران همدان و تبريز و كرمانشهان را از تصرّف قشون عثمانى منتزع ساختهاند و شاه طهماسب بلاد مزبوره را متصرّف شده است . هم در اين سال ندرقلى بيگ ملقّب به طهماسبقلى خان به خراسان و هرات رفته اين نواحى را مصفّى نمود . اروپا - ( عثمانى ) - در پانزدهم ربيع الاول اين سال در اسلامبول بر سلطان احمد خان سيّم شوريدند ، سلطان زياده از حدّ متوحّش شده يكنفر نزد شورشيان فرستاد و از سبب شورش استعلام نمود در جواب گفتند صدراعظم و وزير داخله و وزير بحريّه و مفتى اسلامبول به دين و دولت خايناند اگر سلطان اشخاص مزبوره را به ما تسليم مىكند كه هرچه بخواهيم با آنها بنمائيم دست از شورش برمىداريم سلطان وزير داخله و وزير بحريه را نزد شورشيان فرستاد و خواهش كرد كه از قتل صدراعظم و مفتى درگذرند و به عزل آنها اكتفا كنند شورشيان گفتند اگر مفتى از اين شهر مهاجرت كند كارى به او نداريم ولى تا ابراهيم پاشاى صدر اعظم را به قتل نرسانيم دست برنمىداريم ، چون استمالت سلطان نايرهء شورشيان را منطفى نساخت و ياغيان دور عمارت سلطان را گرفتند سلطان از وحشت صدراعظم و وزير داخله و وزير بحريّه را هلاك كرد و اجساد ايشان را نزد ياغيان فرستاد مع ذلك ياغيان آرام نشده در خلع سلطان ابرام كردند سلطان راضى شد كه از سلطنت خلع شود و جان خود و اولاد او محفوظ ماند بنابراين در همان شب سلطان احمد خان سيّم را از سلطنت خلع كردند و سلطان محمود پسر سلطان مصطفى خان دويّم را كه برادرزادهء سلطان احمد خان سيّم بود به تخت سلطنت